|
پاهایت را مردانه روی هم می گذاری و من چه زنانه، بوی بودنت را برای روز مبادا توی جیب هایم جا میدهم...
وقتی مرا دعوت به آغوشت می کنی من پر از سکوت میشوم و میگویم : چشم !
این زنانگی را دوست دارم ... وقتی که تو اسیرش میشوی ...
رونوشت : نمي دانم چه حسي دارد وقتي زنانگي به هرزگي تبديل مي شود !!!
|