من مست و تو ديوانه



شمع


ﮔﯿﺮﻡ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﺳﯿﺎﻩ ﻭ ﺗﺎﺭﯾﮏ ﺍﺳﺖ ، ﺗﻮ ﺷﻤﻊ ﺧﻮﺩﺕ ﺭﺍ ﺭﻭﺷﻦ ﮐﻦ...

ﺗﻮ ﻧﻤﯽﺧﻮﺍﻫﺪ ﮔﺰﺍﺭﺷﮕﺮ ﺑﺰﺭﮒ ﺗﺎﺭﯾﮑﯽ ﺑﺎﺷﯽ ،

ﺷﻤﻊ ﺑﺎﻥ ﮐﻮﭼﮏ ﻧﻮﺭﺧﻮﺩﺕ ﺑﺎﺵ ...

ﺍﯾﻦ همه ی ﭼﯿﺰﯼ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺭﻭﺷﻨﺎﯾﯽﺍﺯ ﺗﻮ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ !!

 

 

 

رونوشت : بجاي آنكه به تاريكي لعنت بفرستي ، يك شمع روشن كن ... (كنفوسيوس)

پنجشنبه سی ام تیر ۱۳۹۰  توسط اكرم قرباني  |

 

مرد

 

مـَـرد شدن حـاصل ِ یـک لقـاح ِ اتفـاقی ست  !


امــا مـَـرد بار آمــدن و زیستــن 


حاصل ِ تلاش و غلبــه بر سختــی هــاست،


و مـَـردی جـاودانه شدن  ...


حـاصل ِ یک عـُـمر نیــک نـــامی ست ...

 

 

 

 

 رونوشت: آن را كه يافت مي نشود ، آنم آرزوست .... !!!!

سه شنبه بیست و هشتم تیر ۱۳۹۰  توسط اكرم قرباني  |

 

دلقك

  بدون طناب و توپ و كلاه و دماغ قرمز ، روبروي زن پشت ميز توي يك رستوران نشسته و با خودش مي گويد :

(نبايد بفهمد من يك دلقكم.... )

دستش را به طرف صورتش ميبرد تا مطمئن شود آن دماغ روي صورتش نيست .

چند بار با خودش تكرار مي كند : ( او نمي داند ،  پس بايد جدي تر باشم .... )

(اپراي قورباغه هاي مرداب خوار - جواد سعيدي پور)

 

دوشنبه بیست و هفتم تیر ۱۳۹۰  توسط اكرم قرباني  |

 

يك نگاه عاشقانه

 

زن احساس كرد دوست دارد گلوي شوهرش را  با ميله هاي بافتني توي دستش ، سوراخ سوراخ كند .

مرد گفت : « چه نگاه قشنگي داري ، تا بحال نديده بودم اينطور نگاهم كني! »

و جلو رفت تا او را ببوسد .....

(اپراي قورباغه هاي مرداب خوار - جواد سعيدي پور)

 

پنجشنبه بیست و سوم تیر ۱۳۹۰  توسط اكرم قرباني  |

 

رقاصه

 

همچو آن رقاصه هندو به ناز

پای می کوبم ولی بر گور خویش

وه که با صد حسرت این دیوانه را

روشنی بخشیده ام از نور خویش

 

 

 

 

رونوشت : پايكوبي مي كنم در جسم و جان ديگري ، پاي خود را مي گذارم در جهان ديگري ....

 

سه شنبه بیست و یکم تیر ۱۳۹۰  توسط اكرم قرباني  |

 

از يادت نبر

از یاد نبر که از یاد نبردمت!

از یاد نبر که تمام این سالها،

با هر زنگِ نا به هنگام تلفن از جا پریدم،

گوشی را برداشتم

و به جا صدای تو، صدای همسایه ای، دوستی، دشمنی را شنیدم!

از یاد نبر که همیشه،

بعد از شنیدن آهنگِ « منتظرت بودم »

در اتاق من باران بارید!.....

(يغما گلروئي)

 

رونوشت : شب به گلستان تنها ، منتظــــرت بودم !!!

دوشنبه بیستم تیر ۱۳۹۰  توسط اكرم قرباني  |

 

بازيگــــــــر

خسته ايم از اين همه وانمود كردن ....

از اين همه خنــــــده الكــــــــــي ....

از اين همه نقشـــ   ــــ  ــــــــــ .......

"  کس چو حافظ نگشاد از رخ انديشه نقاب  "

 

 

 

 

رونوشت : من بايد كارگردان مي شدم ... همه آدمايي كه به من مي رسند ، بازيگرند !!!!

یکشنبه نوزدهم تیر ۱۳۹۰  توسط اكرم قرباني  |

 

فال قهوه

 

 

مهم نيست به فال قهوه اعتقاد داريم يا براي سرگرمي مي ريم  ...

مهم اينه كه وقتي دارن فالتو مي خونن توي دلت دعا مي كني كه اون هم توي تقديرت باشه !!!

 

رونوشت : عشق است در فال همه ... جز من كه دارم واهمه !!!

 

دوشنبه سیزدهم تیر ۱۳۹۰  توسط اكرم قرباني  |

 

شراب

 

قرارمان باشد فصل انگور ...

وقتي شراب شدم بيا ... 

تو جام بياور .... 

 .... من جان   !!

 

 

 

 

رونوشت : در من شراب کهنه ای هست که مست می کند تو را... تو اما عاشق جام می شوی .......!!

 

یکشنبه دوازدهم تیر ۱۳۹۰  توسط اكرم قرباني  |

 

دوستــــــــــ

برای خاطر عطر نان گرم .... و برفی که آب می‌شود ...

و برای نخستین گل‌ها

تو را به خاطر دوست داشتن دوست دارم ...

تو را به جای همه کسانی که دوست نمی‌دارم دوست می‌دارم !

بی تو جز گستره‌ یی بی‌کرانه نمی‌بینم .... میان گذشته و امروز ...

تو را دوست می‌دارم برای خاطر فرزانه‌گی‌ات که از آن من نیست ...

پس به نام زندگی

هرگز نگو هرگز  ...... !!!    

                                                   (پل الوار)  

 

 

رونوشت : ما نيز دل شكسته داريم اي دوست !

شنبه یازدهم تیر ۱۳۹۰  توسط اكرم قرباني  |

 

 



نترس از هجوم حضورم.....چيزي جز تنهايي با من نيست



a.ghorbani.gh@gmail.com

 

 

ذات
نداشتن
زن بودن.....
مرده شور زندگی
اعتراف
پیری
گرگ
این روزها
تظاهر
نگاه کن

 

بهمن ۱۳۹۲
بهمن ۱۳۹۱
مهر ۱۳۹۱
شهریور ۱۳۹۱
مرداد ۱۳۹۱
تیر ۱۳۹۱
اردیبهشت ۱۳۹۱
فروردین ۱۳۹۱
بهمن ۱۳۹۰
دی ۱۳۹۰
آذر ۱۳۹۰
آبان ۱۳۹۰
مهر ۱۳۹۰
شهریور ۱۳۹۰
مرداد ۱۳۹۰
تیر ۱۳۹۰
خرداد ۱۳۹۰
اردیبهشت ۱۳۹۰
فروردین ۱۳۹۰
اسفند ۱۳۸۹
بهمن ۱۳۸۹
دی ۱۳۸۹
آذر ۱۳۸۹
آبان ۱۳۸۹

 

 

تربیت بدنی
دوستان
دانه هاي بي تزوير
همسفر
مستي ام را نپرانيد
باريكتر ز مو
بهار عمر
تو بگو غريبه
نقطه
جغرافیا

 

 

RSS 2.0

.: Weblog Themes By Blog Skin :.

 

شارژ ایرانسل

فروشگاه اينترنتي ايران آرنا

دانلود

دانلود