|
امروز آمده بودم به دیدنت .... در خواب ....
برایم تا توانستی دلیل آوردي که به دردت نمی خورم ...
برایم از عشق تازه اي گفتی ....
برایم ! ! ! ......
راستی تا فراموش نکرده ام ....
برایم چاي آوردي....
برایم قند آوردي .....
گفتی: چاي تلخ است ....
گفتم : به تلخی عادت کرده ام !
مسعودديدگر
رونوشت : براي تمام چاي هايي كه با اشكهايمان شور شدند.... |